قاطی پاتی

کلا بین آدمای دنیا و حیوانات یه قانونی هست به این صورت :

بعضیا گاوشون میزاد ....

بعضیا خرشون از رو پل رد میشه !!!!

فقط نمیدونم تکلیف من چیه که خرم رو پل زاییده :|




بابام چهار صبح اومده تو اتاقم بـیـدارم کرده میگه :

سما دخترم؟؟؟

من(با چشمای نیمه باز و صدای آروم): هـــوم؟؟

بیداری؟

میگم آره بابا جونم ! دارم مسائل  سیاسی غرب رو بررسی میکنم !

میگه : صد دفعه گفتم با بزرگترت شوخی نکن !

من : خو آخه پدر من ساعت 4 صبح منو بیدار کردی بیست سوالی ازم میپرسی؟؟

میگه : حوصله م سر میره پاشو شطرنج بازی کنیم !!!!

من : بـــابــــا !! شطرنج ؟؟؟ 4 صبح ؟؟؟

بابام : هر چی بابات میگه بگو چشم !!!

من : باشه بابا بریم تا همه بیدار نشدن !

داشتیم بازی میکردیم یه لحظه من حواسم نبود

سربازشو پنج شیش خونه آورد جلوتر !

گفتم بابا این سربازه پورشه نیست که اینجوری میبریش جلو ...

بابام : هزار دفعه گفتم احترام بزرگترتو داشته باش !

اصلا جمعش کن میخوام برم بخوابم

:|

:|




پسر داییم اس ام اس داده :

اگه کسی عاشق تو باشه بهت میگه :

اگه اتفاقی واست افتاد من میمیرم!

ولی اگه کسی رفیقت باشه بهت میگه :

اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته ...

من که کلا از این اس ام اس های چرت خوشم نمیاد بهش اس ام اس دادم :

حالا تو عاشقمی یا رفیقم ؟؟؟

جواب داده : ببین من پسرداییتم !

حاضرم بکشمت ولی اتفاقی واسه خودم نیفته ! 






پسرعموم رفته بود دانشگاه واسه مصاحبه

هرچی سوال دینی میپرسیدن بلد نبود

یه دفعه مسئول پرسش عصبانی میشه و داد میزنه:

د لامصب تو که هیچی بلد نیستی!

اصلا بلدی فاتحه بخونی؟

پسرعموم هم میگه : آره بابا اینو دیگه بلدم هر روز سر خاک بابام میخونم !

میگه بخون ببینم ..

پسرعموم با صدای خیلی خیلی یواش:

پیس پیسیپیس پیس پیس پیس پسپس ... خدا بیامرزش

:))))




این همسایمون هم فکر کنم دیوونه شده ها ...

ساعت دو نصف شب هی با مشت میکوبید تو دیوار !

حالا خوبه من بیدار بودم و داشتم شیپور میزدم ...

وگرنه میرفتم لهش میکردم !

البته بابامم بیدار بود و داشت با مته دیوار رو سوراخ میکرد :)))




تصور کنید اتومبیلی در جاده در حال حرکت است که ناگهان راننده 
متوجه میشود  یک تریلی از رو به رو دارد به سمت او می آید و هرچه سریعتر باید کاری کند.
  
 در همه جای این کره ی خاکی:

” مرحله ی اول: راننده پایش را روی ترمز می گذارد.
 مرحله ی دوم: سریعا اتومبیل را به سمت کناره ی جاده هدایت می کند.
مرحله ی سوم: کیسه های هوا باز می شوند.”
  

در ایـــــــــــــــــــــــــــــــران:

” مرحله ی اول: بلند فریاد زدن * یا ابوالفضــــــــــــــــــ ــــــل! *
مرحله ی دوم: توسل به پنج تن آل عبا!
مرحله ی سوم: فشار دادن همزمان گاز،ترمز و کلاج!
مرحله ی چهارم: انحراف خودرو به چپ!
مرحله ی پنجم: انحراف خودرو به راست!
مرحله ی ششم: توسل به چهارده معصوم!
مرحله ی هفتم: فرمان خودرو از جا در می آید!
مرحله ی هشتم: خودرو با درخت برخورد کرده و کتلت میشود!
مرحله ی نهم: فحش دادن به زمین، زمان، سایپا، ایران خودرو، دبیر کل سازمان ملل و …
مرحله ی دهم: کیسه های هوا باز می شوند…




دیروز طی جلسه و نشست رسمی

با مگس های اتاقم به یه سری توافقات اولیه رسیدم ...

من گزینه های ها نظامی (اسپری حشره کش و پشه کش) رو از روی میز برداشتم

اونا هم قول دادن دیگه به غنی سازی خون من ادامه ندن !

البته باهاشون شرط کردم اگه بیان در گوشم بگن ویــــــــــــز

گزینه های نظامی مذکور سر جاشه !

بقیه توافقات هم بسیار محرمانه می باشد !

دور بعد جلسات : اواخر همین ماه ...

شکلک خنده







رفتم کارنامه و مدارک تحصیلیمو بگیرم از آموزش و پرورش ...

نه  شناسنامه خواستن  نه کارت شناسایی خواستن نه هیییچ چیز دیگه؟

منم گفتم : شما چرا کارت شناسایی رو چک نمیکنی؟؟

شاید یکی دیگه بیاد مدارک منو بگیره ...   !

گفت : برو عمو با این نمره هات ...

آخه کی میاد با این پرورنده آبروی خودشو ببره ؟؟

یه ذره فکر کردم دیدم راست میگه خدایی ...

انضباط : 11/25

:)))






نوشته شده در 17 مرداد 93 ساعت 20:39 توسط Honey girl نظرات | |